سه‌شنبه 22 آبان 1397   20:08:49
دانشکده بهداشت
.
تعداد بازديد اين صفحه: 747

دیدگاهها

1397/3/29 سه‌شنبه
متن مصاحبه با دکتر فریبرز محمدی تهرانی استادیار دانشکده مهندسی عمران و نقشه برداری دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در رابطه با نقش ساخت و ساز در توسعه پایدار

 

   آقای دکتر لطفا خودتان را معرفی نمائید؟

دکتر فریبرزمحمدی تهرانی  هستم مدرک کارشناسی خود را از  دانشگاه صنعتی شریف ، اولین مدرک کارشناسی ارشدم  را از دانشگاه  پلی تکنیک دریافت کردم. سپس از دانشگاه  UCL  مدرک کارشناسی ارشد ، دکتری تخصصی  و پست داک دریافت کردم . سالهاست  فعالیتهای اجرایی ، آموزشی و پژوهشی در حوزه  عمران انجام میدهم، می توانم بگویم  28سال است که مهندس عمران هستم ودر حال حاضر استادیار دانشگاه ایالتی کالیفرنیا می باشم.

به نظر شما  چه ارتباطی بین مباحث مهندس عمران و  مسایل بهداشت و محیط زیست وجود؟

من در خصوص ارتباط علوم و مهندسی با یکدیگر  به دیدگاه طبقاتی اعتقاد دارم .مهندسین در پایین ترین قسمت این طبقه قرار دارند، چرا که آنها دیدگاه اجرایی دارند. در بالای این طبقه  دانشمندان  حوزه علوم پایه قرار دارند  که طبیعت را کشف میکنند و اصول طبیعت را در اختیار مهندسین  قرار می دهند تا آنها  بتوانند چیزی را بسازند، به اعتقاد من  دانشمندان حوزه ریاضیات یک طبقه بالا تر از دانشمندان علوم پایه قرار دارند، چرا که آنها جهان انتزاعی را کشف میکنند و زبان طبیعت را در اختیارما قرار میدهند تا ما بتوانیم با طبیعت صحبت کنیم. از این بالاتر به نظر من دانشمندان فلسفه و اخلاق هست که چرایی انجام کارها را برای دانشمندان دیگرحوزه بیان میکنند. آنچه مهم است، اخلاق و انسانیت است، در واقع ما با این الگوی ارتباطی به کرامت انسانی میرسیم. ما بایستی برای رسیدن به  کرامت انسانی محیط پیرامونی خود  را بشناسیم وبا آن ارتباط برقرار کنیم و جهت همکاری و همیاری با محیط به گسترش مصنوعی آن بپردازیم در این مرحله است که شاخه های مهندسی ایجاد میشود. نقش مهندس عمران در رشد جوامع متمدن است.

جایگاه علوم بهداشتی و محیط زیست درکجای این فرآیندی که بیان کردید، می باشد؟

فکر میکنم به رابطه انسان با طبیعت برمیگردد، شما اگر یک پل ، مدرسه یا بیمارستان  بسازید و یا هر اقدام بهداشتی درمانی انجام دهید (با هر نیت خیرخواهانه و انسانی)  اگر این ساخت و ساز موجب  آلودگی های زیست محیطی شود و اثر سوء  بر آیندگان بگذارد، مطمنا ما به هدفمان نرسیدیم. یکی از ویژگی هایی که یک خدمت باید داشته باشد، فراگیر  بودن آن می باشد. از پروژه های عمرانی عمدتا طولانی مدت استفاده میشوند و برای عموم مردم کاربرد دارد این ویژگی های پروژ ه های عمرانی ایجاب میکند،  یک مهندس عمران در یک پروسه همه گروهها (استفاده کنندگان از پروژه  ) را در طول زمان در نظر بگیرد و به نیازهای آنها پاسخ دهد، حال اگر این پروژ همراه با آلودگی زیست محیطی و اثرات سوء  باشد، " نقص غرض "رخ داده است .

وضعیت دنیا را از نظر محیط زیست و توسعه پایدار بیان کنید؟

من ابتدا باید  دو شاخص را توضیح دهم ، اول: توسعه عمرانی، دوم : توسعه بدون اثرات زیان بار زیست محیطی است. ما میتوانیم  کشور ها را براساس این دو معیار به 4 دسته  تقسیم بندی کنیم بعضی کشور ها از پروژه های عمرانی برخوردار نیستند، مشکلات آب،  فاضلاب و هوا دارند، اثرات زیست محیطی سوء ایجاد نمی کنند، کیفیت زندگی خوبی ندارند، می توانم بگویم این کشورها قربانی هستند

به طور سنتی کشورها برای توسعه عمرانی از محیط زیست وام میگیرند یعنی برای توسعه جاده ، تونل و پل و ... منابع طبیعی خود را خراب میکنند و ... مثل شهر نیویورک و لس آنجلس که در آن  توسعه عمرانی بسیار زیادی انجام شده است  تعداد پل ها، تونل ها  برج ها و ... زیاد است،  اما هیچ کس دوست ندارد در مرکز این شهرها زندگی کند چون  آلودگی صوتی، هوا ی آلوده و عدم امنیت باعث می شود  همه از این شهر ها  فرارکنند، چراکه  شهر قابل زندگی نیست، هدف  از توسعه و خدمات عمرانی  در این شهرها آبادانی جهت جذب مردم بود  اما به علت آسیب زدن به محیط زیست در این هدف موفق نبودند. این کشورها به سمت توسعه حرکت کردند  اما  محیط زیست را آلوده کردند  این کشورها در فلاکت زیست محیطی بسر میبرند .

ما باید به سمت کشورهایی با اثرات زیست محیطی کمتر و توسعه انسانی  بیشتر حرکت کنیم ،یعنی پروژه هایی را اجرا کنیم که منابع طبیعی را اسراف نکنند،  انرژی کم مصرف کنند و پایدار باشند. کشورهای اندکی هستند که به اندازه  تولیدات خود، از منابع طبیعی خود مصرف میکنند، کشورهای کاستاریکا وکوبا از نمونه های خوب و موفقی این گروه هستند. آنها دارای  توسعه انسانی و محیط زیست  خوبی هستند، جالب اینجاست درکشور های توسعه یافته این  کشور ها را کشورهای فقیر میدانند، این کشورها میزان مصرف را با آنچه تولید می کنند تنظیم کردند  و به توسعه انسانی توجه کردند (به عنوان مثال مرگ و میر نوزارادان در کوبا از مرگ و میر نوزران در آمریکا کمتر است).

در بین  کشور ها، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس آلوده کننده ترین کشورهای محیط زیست هستند  و بیان اینکه آیا این  کشور ها توسعه انسانی دارند بسیار سخت است چرا که در بعضی از این  کشور ها هنوز مشکلات برده داری به شکل نوین وجود دارد. بعد از کشورهای حاشیه خلیج فارس، کشور آمریکا یکی از آلودکننده ترین کشورهاست که تقریبا  به طور سرانه 4 برابرتولیدات خود  از منابع  مصرف میکند  همچنین بعضی کشورها همچون کشور استرالیا  به دنبال  بهبود وضعیت خود از طریق  رعایت  مصرف منابع   هستند .

با توجه به بیانات حضرتعالی مبنی براینکه امریکا یکی ازآلوده کننده ترین کشورهاست ،  و باتوجه به اینکه آمریکا از تفاهم نامه تغییرات اقلیم(cop21)  خارج شده است به نظر شما چه اتفاقی میفتد؟ آبا امکان توفیق در اهداف cop21 وجود دارد؟

به طور میانگین کشورها در جهان 2 برابر تولیدات از  منابع موجود  مصرف میکنند و در این بین بعضی کشورها کمتر و بعضی کشورها مثل آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس بیشتر جهان را آلوده میکنند.

خروج آنها از این تفاهم نامه نشان میدهد کشور آمریکا  از ابتدا قصد همکاری نداشته است چرا که زمانی هم که امریکا دراین تفاهم بود اقدام جدی از سوی آنها  انجام نگرفت، خبر بد این است که 70درصد آلودگی زیست محیطی  توسط 100 شرکت  بین المللی نفتی تولید میشود، اگر این 100 شرکت  بزرگ حذف بشوند  مشکل آلودگی یقینا حل میشود. در ابتدای این توافق  اندیشمندان اعتقاد داشتند این توافق اصلا کافی نیست و آنها با توافق پاریس  امید چندانی برا ی کنترل حوادث زیست محیطی نداشتند، حتی اگر توافق پاریس به طور کامل اجرا میشد و آمریکا خارج نمیشد باز هم  فاجعه زیست محیطی کنترل نمیشود،  چرا که هنوز جهان  با این مفهوم که "محیط زیست اولویت است و هر چیزی که با محیط زیست سازگار نیست باید کناربرود "، مشکل دارد ؛ تصوری  اشتباه بین مردم وجود دارد و آن این است  که زمین را مادر خود میدانند در صورتی که اینگونه نیست، هر چیزی که در روی کره زمین نتواند خود را با زمین سازگار کند  محکوم به نابودی میباشد و موجودات سازگار حق زندگی در زمین را دارند .

وضعیت کشور ایران درخصوص رعایت توسعه انسانی و توسعه محیط زیست چگونه است؟

اطلاعات و آمار  درمورد وضعیت کشور ایران کم است اما تحقیقات موجود نشان میدهد تا دهه  50 شمسی  وضع کشور ما  خوب بود. اما از دهه  50 با  افزایش قیمت نقت ، پروژه عمرانی زیاد شد  و طبیعتا تخریب محیط زیست افزایش یافت، پس از انقلاب و شروع جنگ  ما شاهد رکود در توسعه  عمرانی بودیم  اما پس از جنگ و آغاز دوره ساخت و سازو سازندگی به تبعیت از آن  آلودگی  زیست محیطی بیشتر شد. کشور ایران و ترکیه نسبتا در این خصوص شبیه هم هستند  و نزدیک به  2.5 برابر منابع تولیدی،  مصرف دارند. ما در توسعه عمرانی به مسائل زیست محیطی توجه نمی کنیم صرفا فقط توسعه عمرانی مد نظر قرار میگیرد به عنوان مثال توجه نمی کنیم به اینکه به ازای مصرف  هر تن سیمان، یک  تن دی اکسید کربن تولید میشود، ما به بار زیست محیطی ناشی از پروژ های عمرانی توجه نمی کنیم، میزان زیان اینگونه پروژه ها  بیشتر از سود آن است . زمانی که ما بیمارستان میسازیم اگر مصالحه ای استفاده کنیم که محیط را آلوده کنیم مطمنا خدمات مفیدی در راستای سلامت  ارائه نکردیم.

 با توجه به تجربیات کشورهای موفق در این زمینه برای  مدیران و سیاستگزاران کشور ما چه پیشنهادی دارید؟

من اعتقاد دارم رویکرد پایین به بالا ممکن است تاثیر گذار باشد اما رویکرد بالا به  پایین هرگز تاثیر نخواهد گذاشت،  لذا بایستی آموزش پایه را در بین کودکان  3 ساله  شروع کنیم و آنها را با ساده ترین الگوهای زیست محیطی آشنا کنیم و به دنبال تربیت نسلی باشیم تا در آینده مسایل زیست محیطی در راستای توسعه پایدار را از  نهادها و سازمانها خود مطالبه نمایند.

کلامم را با جمله ای منتصب به امیرکبیر به پایان میرسانم "اگر نیت صد ساله دارید... انسان تربیت کنید"



 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ