يكشنبه 29 مهر 1397   18:16:44
دانشکده بهداشت
.
تعداد بازديد اين صفحه: 51944

دیدگاهها

1397/7/1 يكشنبه
دکتر عباس استادتقی زاده - عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

چند سالی است که رویکرد تاب آوری در مدیریت بلایا و حوادث بر رویکرد امداد رسانی و پاسخ به حوادث غلبه کرده است. در رویکرد تاب اوری آنچه مهم است استفاده از توان داخلی و کمک به توانمندی آن است. به عبارت دیگر تمرکز اصلی بر توانمندسازی سیستم های درونی یک جامعه می باشد. یکی از تفاوت هایی که در رویکرد تاب آوری نسبت به رویکرد امدادرسانی و کمک های انسان دوستانه وجود دارد، تفاوت در نوع خدمت رسانی به مردمان دچار حادثه می باشد. در رویکرد کمک رسانی حداکثر توان و تمرکز بر مدیریت بحران و سازماندهی منطقه آسیب دیده با استفاده از توان خارجی است، همه نیروهایی امدادی، تجهیزات و کمک ها از خارج از منطقه به منطقه گسیل می شود. به طوری که حتی با ورود مدیران بحران از خارج از منطقه تقریبا مدیران محلی کنار زده شده و مدیریت بحران عملا به دست افراد غیر بومی انجام می گردد. مدیرانی که بعضا کوچکترین اطلاعی از وضعیت منطقه و شرایط فرهنگی و اجتماعی و ظرفیت های آن ندارند. این موضوع در زلزله های اخیر کشور به وضوح قابل مشاهده بود. عدم شناخت از منطقه و توانایی های آن یکی از موضوعاتی است که میزان بهره وری و اثربخشی امدادرسانی در زمان حوادث را به شدت تحت تاثیر قرارداده و علاوه بر توزیع ناعالانه منابع، میزان اثربخشی آن را نیر به شدت کاهش می دهد. به عبارت دیگر هزینه های مدیریت بحران را به شدت افزایش می دهد. این موضوع نه تنها اثرات کوتاه مدت مدیریتی بر منطقه دارد، بلکه در بلند مدت نیز تاثیرات خود را بر نظام مدیریت منطقه آسیب دیده خواهد گذاشت که مهمترین آن عدم اعتماد به نفس مدیران محلی خواهد بود.

در زلزله ورزقان و هم چنین در زلزله اخیر کزمانشاه شاهد بودیم که با آمدن مدیران غیر محلی، مدیریت بحران عملا توسط آنها انجام شد. در بعضی  از  موارد شاهد بودیم که مدیران محلی تا مدت ها عملا کار خاصی انجام نمی دادند و حتی پیدا کردن آنها نیز کاری دشوار شده بود، چرا که فکر می کردند دیگر کاری از دست آنها برنمی آید. از آنجایی که مدیریت بحران در رویکرد تاب آوری بر منبای خودسازماندهی و استفاده از توان داخلی بنا نهاده شده است، مهم آن است که حداکثر استفاده از توان داخلی انجام شود. مدیران غیر بومی صرفا به عنوان کمک به مدیران بومی وارد منطقه می شوند. کنار گذاشتن فرمانداران، شهرداران، و دیگر مدیران محلی و جایگزینی یک سیستم جدید در منطقه آسیب دیده نمی تواند منطبق بر رویکرد تاب آوری باشد. هر جند قبول داریم که سیستم داخلی منطقه آسیب دیده و نمی تواند پاسخگوی تمام نیازهای مردم باشد، اما مهم این است که به لازم است به سیستم آسیب دیده محلی کمک  کرد که هر چه زودتر بتواند خودسازماندهی انجام داده و کارایی خود را بدست آورد، نه اینکه با کنارگذاشتن سیستمی که با درصدی از ظرفیت خود درحال فعالیت می باشد، همان توان باقی مانده را نیز از بین ببریم. در زلزله های اخیر ایران از جمله زلزله ورزقان و کرمانشاه شاهد آن بودیم که سیستم های بیرونی جایگزین سیستم های داخلی شدند. جالب اینکه همین سیستم های بیرونی هم به فاصله کوتاهی جایگزین یکدیگر می شدند. مثلا سیستم مدیریت یک استان در یک شهر آسیب دیده مستقر می شد و  پس از یک هفته با یک استان دیگر جایگزین می شد. این موضوع اعتماد به نفس و کارایی نظام مدیریت محلی را از بین برده و خودسازماندهی محلی را دچار تضعیف می کند. مطالعات انجام شده در منطقه ورزقان و کرمانشاه نشان می دهد که باید برنامه ای برای خودسازماندهی هرچه سریعتر نظام های محلی داشته باشیم. آنچه مهم است کمک به سیستم های مستقر و حاکم برای بازگشت هرچه سریعتر به وضعیت بهینه می باشد نه جایگزینی یک سیستم بیرونی به جای سیستم حاکم در منطقه.

آموزش و استفاده از توان سازمان های مردم نهاد محلی و اتصال آنها با نهادهای غیر دولتی بیرونی و هم چنین کمک نهادهای دولتی به نهادهای محلی در بازتوانی و بازیابی هر چه سریعتر و موثرتر جامعه آسیب دیده نقش بسیار موثری دارد. مهم این است که نهادهای محلی با همان توان باقی مانده خود مدیریت کنند، نه توسط نهادهای غیربومی مدیریت شوند.

 



 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
متنی که در تصویر می بینید عینا تایپ نمایید
نظر
نسخه قابل چاپ