جلسه دفاع از پایان نامه نگار ونکی
جلسه دفاع از پایان نامه نگار ونکی جهت دریافت درجه دکتری تخصصی در رشته ایمنی شناسی پزشکی با عنوان بررسی اثر سلولهای بنیادی دسی جوالیزه خون قاعدگی بر خصوصیات عملکردی سلولهای کشنده طبیعی و اثرات درمانی آنها در زنان مبتلا به شکست مکرر لانه گزینی به راهنمایی دکتر امیرحسن زرنانی و مشاوره دکتر فاضل شکری و دکتر سهیلا انصاری پور در تاریخ 13/11/1404 در سالن پورسینا دانشکده برگزار شد.
نگار ونکی در جلسه دفاع از پایان نامه خود با عنوان بررسی اثر سلولهای بنیادی دسی جوالیزه خون قاعدگی بر خصوصیات عملکردی سلولهای کشنده طبیعی و اثرات درمانی آنها در زنان مبتلا به شکست مکرر لانه گزینی به توضیح موارد زیر پرداخت:
ناباروری به عنوان یک چالش جهانی با شیوع حدود 15 تا 20 درصدی، پیامدهای اجتماعی، روانی، زناشویی و اقتصادی سنگینی دارد و بار قابلتوجهی بر سیستمهای سلامت تحمیل میکند. از منظر پزشکی، ناتوانی در دستیابی به بارداری پس از ۱۲ ماه رابطه جنسی منظم بدون جلوگیری تعریف میشود. موفقیت در بارداری طبیعی به سه عامل وابسته است: کیفیت جنین، آمادگی اندومتر (لایه داخلی رحم) و تعامل مناسب بین آن دو. در گذشته شکست لانهگزینی عمدتاً به کیفیت جنین نسبت داده میشد، اما یافتههای جدید، به ویژه در موارد شکست مکرر لانهگزینی (RIF)، نقش حیاتی و حتی مهمتر بافت اندومتر و فاکتورهای ایمونولوژیک مرتبط با آن را برجسته میکنند. RIF به عدم موفقیت در بارداری بالینی پس از انتقال حداقل ۴ جنین با کیفیت بالا در سه سیکل متوالی انتقال جنین تعریف میشود. اختلال در دسیجوالیزیشن (فرآیند تبدیل سلولهای استرومای اندومتر (EnSCs) به سلولهای دسیجوال (DSCs)) در RIF و بسیاری از ناهنجاریهای مرتبط با ناباروری بعنوان عامل اصلی از علل مرتبط با بافت اندومتر گزارش شده است. دسیجوالیزیشن یک فرآیند تمایزی پیچیده و چندمرحلهای تحت تأثیر هورمونهاست. این تغییر شکل سلولها، محیطی ساختاری، مغذی و از همه مهمتر، ایمونوتولرانت برای پذیرش جنین فراهم میآورد. سلولهای DSC با ترشح فاکتورهایی مانند پرولاکتین (PRL) و IGFBP-1 نه تنها به طور مستقیم بر رشد و تهاجم جنین تأثیر میگذارند، بلکه با تنظیم پاسخهای ایمنی موضعی مانند افزایش سلولهای T تنظیمی (Treg)، القای ماکروفاژهای ضدالتهابی و تعامل با سلولهای کشنده طبیعی رحم (uNKs) به بقای جنین نیمهبیگانه کمک میکنند. اختلال در فرآیند دسیجوالیزیشن، که میتواند ناشی از نقص در پاکسازی سلولهای پیر، تغییرات متابولیک یا اپیژنتیک باشد، با RIF، سقط مکرر و سایر عوارض باروری مرتبط شناخته شده است. درمانهای فعلی با منشاء ایمونولوژیک (مانند تزریق IVIg یا کورتیکواستروئیدها) عوارض قابلتوجهی دارند و نیاز به راهکارهای نوین و ایمنتر را ضروری میسازند. در این راستا، سلولهای بنیادی مشتق از خون قاعدگی (MenSCs) به دلیل دسترسی غیرتهاجمی، تکثیر سریع، خواص ایمونومدولاتوری قوی و شباهت به EnSCs، به عنوان کاندیدی امیدبخش برای درمان مطرح شدهاند. لیکن تاکنون ظرفیت دسیجوالیزیشن این سلولها مورد بررسی قرار نگرفته بود.
مطالعه حاضر با هدف استفاده از ظرفیت دسیجوالیزیشن سلولهای MenSC بعنوان جایگزینی مؤثر برای سلولهای EnSC در درمان بیماران RIF، طراحی شد. در گام نخست، ظرفیت دسیجوالیزیشن سلولهای MenSC و EnSC به طور جامع مقایسه شد و تأثیر این تمایز بر پروفایل متابولوم، سطح سایتوکاینها و وضعیت پیری سلولی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین با توجه به اهمیت کاربرد داروهای سنومورفیک در تعدیل پیری سلولها در ناباروری و ناهنجاریهای مرتبط با آن، اثر این پدیده تمایزی بر پارامترهای مرتبط قبل و بعد از تیمار با داروهای سنومورفیک سنجیده شد. بعلاوه، اثرات ایمونومدولاتوری سلولهای دسیجوالیزه و عوامل ترشحی آنها بر سلولهای uNK که فراوانترین سلول ایمنی در اندومتر هستند مورد تحلیل واقع شد. در نهایت، پتانسیل درمانی تزریق داخلرحمی سلولهای MenSC آلوژنیک دسیجوالیزه برای بهبود نتایج بارداری در بیماران مبتلا به RIF ارزیابی گردید. این رویکرد درمانی نوین با هدف اصلاح همزمان چندین فاکتور سلولی، ترشحی و ایمونولوژیک، توانست بعنوان یک راهکار درمانی مؤثر و کمعارضه برای ناباروری با علت اختلال در لانهگزینی مورد استفاده قرار گیرد.
ارسال به دوستان